فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سفید

sefid[se.fiːd̪̥]

weiß صفت

صفت

  • سفیدsefidسِفید[se.fiːd̪̥](bright and colourless)(alle oder die meisten Strahlen des sichtbaren Lichtspektrums reflektierend)
  • سپید
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • آق(bright and colourless)دری، dialectalتأییدنشده
  • فرنگیfarangi[fæ.ɹæɲ.ɡʲíː](of or relating to Caucasians)دریتأییدنشده

دستور زبانِ weiß

صفت

تلفظ
[vaɪ̯s]
همهٔ صورت‌ها
  • weißصفت مطلق
  • weißerصفت تفضیلی
  • am weißestenصفت عالی
  • weißerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weißenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weißemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weißenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • weißeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • weißeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weißenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weißenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • weißenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • weißerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • weißeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • weißesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • weißenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • weißenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weißenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weißenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • weißenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • weißenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • weißenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weißeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • weißesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • weißenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • weißererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • weißereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • weißeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • weißereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • weißererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • weißererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • weißeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • weißererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • weißeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • weißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • weißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • weißeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • weißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • weißereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • weißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • weißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • weißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • weißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • weißererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • weißereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • weißeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • weißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • weißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • weißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • weißeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • weißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • weißesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • weißesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • weißesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • weißesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • weißestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • weißestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • weißestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weißestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weißestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • weißestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weißesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • weißestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • weißestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich weiß, dass ich nichts weiß.

می‌دانم که نمی‌دانم.

Schwarze Kühe geben auch weiße Milch.

حتی گاوان سیاه شیر سفید می‌دهند.

Die ganze Stadt weiß Bescheid.

تمام شهر در جریان هستند.

Ihre Haut ist weiß wie Schnee.

پوستش مثل برف سفید است.

Das Papier ist weiß.

کاغذ سفید است.

Zucker ist ein weißer Stoff, der dem Kaffee einen schlechten Geschmack gibt, wenn man vergisst, ihn reinzutun.

شکر یک مادهٔ سفید است که به قهوه یک مزهٔ بد می‌دهد، البته اگر فراموش کنیم آن را اضافه کنیم!

Napoleons Pferd war weiß.

اسب ناپلئون سفید بود.

Alter macht zwar immer weiß, aber nicht immer weise.

درست است که پیری ریش آدم را سفید می‌کند اما همیشه آدم را ریش‌سفید نمی‌کند.

Tom weiß viel über Sie.

تام دربارهٔ شما زیاد می‌داند.

Auch die schwärzeste Kuh gibt nur weiße Milch.

حتی سیاه‌ترین گاو فقط شیر سفید می‌دهد.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (de.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (en.wiktionary.org), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen) and DBnary (kaiko.getalp.org, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fa.wiktionary.org)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (kaikki.org, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (opensubtitles.org), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (books.google.com/ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (refugeephrasebook.de)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (tatoeba.org). Each sentence names its author.

  1. ۱: MUIRIEL (de #369518), reto (fa #3678790), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2209756), cojiluc (fa #8352667), tatoeba.org
  3. ۳: Sudajaengi (de #920836), cojiluc (fa #6839701), tatoeba.org
  4. ۴: marcelostockle (de #1827603), cojiluc (fa #6941992), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #880702), cojiluc (fa #8291094), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #1892896), cojiluc (fa #8142606), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #4539735), cojiluc (fa #8107869), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2143467), cojiluc (fa #6950572), tatoeba.org
  9. ۹: Vortarulo (de #13901587), sinakd (fa #9861053), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #983693), cojiluc (fa #8367861), tatoeba.org
منابع و مجوزها