چنین
čonin[t͡ʃʰo.níːn]
۱Wieso ist mein Leben so öde?
چگونه است که زندگیم چنین ملال آور است؟
قید
- چنین
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- ایدون
- پس
- کذا
تعیینکننده
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- چه
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- که اینطور
دستور زبان so
قید
- خوانش
- [zoː]
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲So weiche Ohren!
چه گوشهای نرمی!
۳Je älter du wirst, um so weniger Schlaf brauchst du.
هر چه پیرتر شوی، به خواب کمتر احتیاج داری.
۴Sie ist so schön wie Schneewittchen.
او مانند سفید برفی زیباست.
۵Sie tut so, als wüsste sie alles.
اون طوری رفتار میکنه، که انگار همه چی رو میدونه.
۶Es ist erstaunlich, wie in so einem kleinen Köpfchen eine solche Masse an Unwissenheit stecken kann.
تعجب آور است که در چنین کلههای کوچکی این حجم از نادانی میتواند مخفی شود.
۷Er ist so stark wie ein Pferd.
او مانند اسب قوی است.
۸Das ist jedoch nicht so wichtig.
اما این چندان مهم نیست.
۹Lärme nicht so!
اینقدر سر و صدا نکن.
۱۰Warum bist du so blöd?
چرا اینقدر احمقی.
۱۱Willst du geliebt werden, so liebe!
اگر میخواهی دوست داشته شوی، دوست بدار!