فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ساخته و پرداخته کردن

تأییدنشده

schmieden فعل

فعل

  • ساخته و پرداخته کردن(etwas ausarbeiten, etwas in seinen Grundzügen entwickeln)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چکش کاری کردن(Metall mit Hitze und einem Hammer bearbeiten)(etwas ausarbeiten, etwas in seinen Grundzügen entwickeln)تأییدنشده

دستور زبانِ schmieden

فعل

تلفظ
[ˈʃmiːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geschmiedetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schmiedendمعلوم، participle، حال
  • geschmiedetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schmiedeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiedمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiedetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmiedeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schmiedeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmiedestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiedestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schmiedetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schmiedeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schmiedetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schmiedetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schmiedeteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schmiedeteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiedetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schmiedetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiedeteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schmiedeteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schmiedetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schmiedetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiedetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schmiedetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schmiedetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schmiedetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

man muss das Eisen schmieden, solange es warm ist

تا آب گل آلود است باید ماهی گرفت

Das Eisen schmieden, solange das Feuer heiss ist

تا تنور گرم است نان باید پخت

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها