فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

از هم خورده گرفتن

تأییدنشده

Ränke schmieden
عبارت

عبارت

  • از هم خورده گرفتناز هَم خورده گِرِفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زمینه سازی کردنزَمینه سازی کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها