فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توطئه چیدن

تأییدنشده

einen Komplott schmieden
عبارت

عبارت

  • توطئه چیدنتوطِئه چیدَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها