فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

زدن

zadan[zæ.d̪ǽn]

schlagen فعل

فعل

  • زدنzadanزَدَن[zæ.d̪ǽn](to hit)(to administer a blow)(to hit, to knock, to pound, to strike)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کتک زدنkotak zadanکُتَک زَدَن[kʰo.t̪ʰǽkʰʲ zæ.d̪ǽn]تأییدنشده
  • ضربه زدنضَربه زَدَنتأییدنشده
  • شکست دادنšekast dâdanشِکَست دادَن(to overcome in battle or contest)تأییدنشده
  • مغلوب کردنmaġlub kardan(to overcome in battle or contest)تأییدنشده

دستور زبانِ schlagen

فعل

تلفظ
[ˈʃlaːɡn̩], [ˈʃlaːɡŋ̍]
همهٔ صورت‌ها
  • geschlagenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • schlagenمعلوم، مصدر، حال
  • schlagendمعلوم، participle، حال
  • geschlagenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • schlagمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlageمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlagtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlageمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • schlageمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlägstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • schlagestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • schlägtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • schlageمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlagenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • schlagenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • schlagtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • schlagetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • schlagenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • schlagenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • schlugمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • schlügeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlugstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • schlügestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlügstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • schlugمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • schlügeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • schlugenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • schlügenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • schlugtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • schlügetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schlügtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • schlugenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • schlügenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Herz schlägt im All.

قلب در فضا می‌تپد.

Er hat mich aus Versehen geschlagen.

او اشتباها مرا زد.

Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen.

با یک تیر دو نشان زدن.

Der Sprecher schlug mit der Faust auf den Tisch.

سخنران با مشت بر میز کوبید.

Schlage nach der Fliege!

مگس را بکش!

Ich spüre oft mein Herz schlagen.

من اغلب تپش قلبم را احساس می‌کنم.

Sie schlug mit der Faust auf den Tisch.

او با مشت بر میز کوبید.

Ich schlug vor, die Sitzung zu verschieben.

من پیشنهاد تعویق آن نشست را دادم.

Haben Sie bemerkt, das Ihr Herz manchmal unregelmäßig schlägt?

آیا توجه کرده‌اید که قلب‌تان گاهی نامنظم می‌زند؟

Ich schlage vor, das Meeting zu verschieben.

من پیشنهاد می‌کنم جلسه را به تعویق بیندازیم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #3767283), cojiluc (fa #7724464), tatoeba.org
  2. ۲: pullnosemans (de #4403619), cojiluc (fa #7306037), tatoeba.org
  3. ۳: Wolf (de #365515), reto (fa #4481555), tatoeba.org
  4. ۴: Manfredo (de #696138), cojiluc (fa #7455519), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #4764852), cojiluc (fa #8487122), tatoeba.org
  6. ۶: jakov (de #1016035), cojiluc (fa #7274438), tatoeba.org
  7. ۷: samueldora (de #582668), cojiluc (fa #7455502), tatoeba.org
  8. ۸: GaryGaryGary (de #9951663), pliiganto (fa #794793), tatoeba.org
  9. ۹: Manfredo (de #3242144), cojiluc (fa #9868498), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1453583), cojiluc (fa #6860471), tatoeba.org
منابع و مجوزها