فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خط افتادن

تأییدنشده

Falten schlagen
عبارت

عبارت

  • خط افتادنخَط اُفتادَن(Stoff)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کیس خوردنکیس خوردَن(Stoff)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها