هنوز
hanuz[hæ.nuːz]
قید
- هنوز
- اینقدر
- تا این اندازه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سرانجام
- نه
- نیز
- همچنین
حرف ربط
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- و نه
دستور زبانِ noch
قید
- تلفظ
- [nɔx]
حرف ربط
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Viel Wissen bedeutet noch nicht Verstand.
دانستن زیاد هنوز به معنای فهم نیست.
Sie sind noch Kinder.
آنها هنوز بچهاند.
Weder König noch Papst entgehen dem Tod.
نه شاه نه پاپ نمیتوانند از مرگ فرار کنند.
Egal wie alt du bist, lernen ist noch möglich.
مهم نیست که پیر هستی، یادگیری هنوز امکانپذیر است.
Das hat weder Hand noch Fuß.
نه سر داشت نه ته.
Weder Freud noch Leid dauern ewig.
نه شادی نه غم تا ابد نمیپایند.
Gib mir bitte Nachricht, ob du noch lebst.
اگر هنوز زندهای به من خبر بده.
Ein Bart macht noch keinen Philosophen.
با ریش کسی فیلسوف نمیشود.
Zumindest lebe ich noch.
حداقل من هنوز زندهام.
Ich möchte weder dein Gold noch dein Silber.
من نه طلای تو را میخواهم نه نقرهٔ تو را.