فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرفتن

gereftan[ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn]

nehmen فعل

فعل

  • گرفتنgereftanگِرِفتَن[ɡʲe.ɹef.t̪ʰǽn](to get into one's hands or control)
  • برداشتنbardâštanبَرداشتَن[bæɹ.d̪ɒːʃ.t̪ʰæn](to choose)
  • بردنbordanبُردَن[boɹ.d̪ǽn](to carry)

دستور زبانِ nehmen

فعل

تلفظ
[ˈneːmən]
همهٔ صورت‌ها
  • genommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • nehmendمعلوم، participle، حال
  • genommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • nimmمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehmeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • nehmeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nimmstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • nehmestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • nimmtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • nehmeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • nehmtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • nehmetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • nahmمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • nähmeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nahmstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • nähmestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • nahmمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • nähmeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • nahmenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • nähmenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • nahmtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • nähmetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nähmtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • nahmenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • nähmenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Er nahm eine Abkürzung durch den Wald.

او از میان جنگل یک میان‌بر زد.

Trockener Sand nimmt Wasser auf.

ماسهٔ خشک آب را جذب می‌کند.

Nimm nie Bestechungsgeschenke an!

هرگز رشوه نپذیر.

Nimm deinen Hut ab!

کلاهت را بردار.

Er nahm Honig anstatt Zucker.

او بجای شکر، عسل برداشت.

Ein Chinese nahm seine Tochter als Geisel.

یک چینی دخترش را به گروگان گرفت.

Nimm diesen Müll von hier heraus!

این آشغال را بگیر و از اینجا خارج کن.

Nimm das Schwert aus deiner Hand!

شمشیر را از دستت بردار.

Nimmst du mich nicht für voll?

باورم نمیکنی؟

Unsere Pläne nehmen Gestalt an.

طرح ما شکل می‌گیرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Sudajaengi (de #903646), cojiluc (fa #7488211), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #863929), cojiluc (fa #8273922), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #1198660), cojiluc (fa #7296301), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #725105), cojiluc (fa #7790654), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1263865), cojiluc (fa #6931729), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #3070725), cojiluc (fa #11930704), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #3701535), cojiluc (fa #7082867), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #762199), cojiluc (fa #9870800), tatoeba.org
  9. ۹: al_ex_an_der (de #2981229), Suroosh (fa #12018787), tatoeba.org
  10. ۱۰: raggione (de #4284221), cojiluc (fa #12766419), tatoeba.org
منابع و مجوزها