فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به تصرف در آوردن

تأییدنشده

in Besitz nehmen
عبارت

مثال با in Besitz nehmen

۱etwas gewaltsam in Besitz nehmen

چیزی را قبضه کردن

تأییدنشده

عبارت

  • به تصرف در آوردنبه تَصَرُف دَر آوَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تصاحب کردنتَصاحُب کَردَنتأییدنشده

مثال‌ها

۱etwas gewaltsam in Besitz nehmen

چیزی را قبضه کردن

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها