مشتاقانه
قید
- مشتاقانه
دستور زبانِ gern
قید
- تلفظ
- [ɡɛʁn]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
In verbotenen Teichen fischt man gern.
در برکهٔ ممنوعه، آدم دوست دارد ماهیگیری کند.
Ich male liebend gern Aquarelle.
من عاشق نقاشی با آبرنگ هستم.
Ich möchte gern berühmt sein, aber unbekannt bleiben.
من خیلی دوست دارم معروف شوم اما ناشناس بمانم.
Von Kindheit an sammel ich gern Pilze.
از کودکی دوست داشتم قارچ جمعآوری کنم.
Man lässt sich gern schützen, aber man zahlt nicht gern.
بعضی دوست دارند حمایت شوند، اما دوست ندارند بهای آن را پرداخت کنند.
Ich zitiere mich gern selbst; es gibt meiner Konversation Würze.
من دوست دارم به خودم ارجاع دهم؛ به مکالمهام نمک میدهد.
Ich hätte gern ein Zimmer mit Klimaanlage.
بیزحمت یه اتاق با تهویه میخوام.
Ich bin kein Vogel, aber ich wäre gern einer.
من پرنده نیستم، ولی دوست داشتم میبودم.
Ich helfe dir gern, wenn ich kann.
اگر بتوانم، دوست دارم به تو کمک کنم.
Kinder klettern gern auf Bäume.
بچهها دوست دارند از درختان بالا بروند.