فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

افتادن

oftâdan[ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn][ʔæf.t̪ʰɒː.d̪ǽn]

fallen فعل

فعل

  • افتادنoftâdanاُفتادَن[ʔof.t̪ʰɒː.d̪ǽn][ʔæf.t̪ʰɒː.d̪ǽn](move to a lower position under the effect of gravity)
  • فتادن(move to a lower position under the effect of gravity)شاعرانه
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زمین خوردنzamin xordanزَمین خوردَن[zæ.miːn xoɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • سقوط کردنsoqut kardanسُقوط کَردَن[so.ʁuːt̪ʰ kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • شدنšodanشُدَن[ʃo.d̪æn](become or change into)تأییدنشده

دستور زبانِ fallen

فعل

تلفظ
[ˈfalən]
همهٔ صورت‌ها
  • gefallenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • fallendمعلوم، participle، حال
  • gefallenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • fallمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • falltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • falleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fällstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • fallestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • fälltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • falleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • falltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • falletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • fielمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • fieleمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fielstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • fielestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • fielمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • fieleمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • fielenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • fielenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • fieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • fieletمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • fielenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • fielenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Freundschaft ist keine Aktie, die steigt oder fällt.

دوستی سهام نیست که بالا یا پایین برود.

In zwei Wochen fiel nicht ein Tropfen Regen.

طی دو هفته یک قطره باران هم نبارید.

Seine Abstammung fällt nicht ins Gewicht.

نژادش وزنی ندارد.

Das Geld fällt nicht vom Himmel.

پول از آسمان نمی‌افتد.

Je höher du fliegst, desto härter wirst du fallen.

هر چه بالاتر پرواز کنی، به همان اندازه سخت‌تر سقوط می‌کنی.

Seine Abstammung fällt nicht ins Gewicht.

نژادش به حساب نمی‌آید.

Es sollte nichts aus dem Rahmen fallen.

نباید از چارچوب افتاد.

Er flieht den Rauch und fällt ins Feuer.

او از دود گریخت و در آتش افتاد.

Mein Geburtstag fällt mit deinem zusammen.

روز تولدم روی مال تو افتاد.

Das fällt nicht in mein Spezialgebiet.

این از تخصص من خارج است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1925310), cojiluc (fa #6974806), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #455317), reto (fa #3485360), tatoeba.org
  3. ۳: list (de #6084409), cojiluc (fa #10346455), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1229456), cojiluc (fa #9969037), tatoeba.org
  5. ۵: Espi (de #1197086), cojiluc (fa #7089279), tatoeba.org
  6. ۶: list (de #6084409), cojiluc (fa #10346453), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2377183), cojiluc (fa #8007214), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2163231), cojiluc (fa #8103014), tatoeba.org
  9. ۹: MUIRIEL (de #396409), cojiluc (fa #10000456), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #1697645), Pedraam (fa #7955877), tatoeba.org
منابع و مجوزها