فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

توی چشم خوردن

تأییدنشده

ins Auge fallen
عبارت

عبارت

  • توی چشم خوردنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جلب توجه کردنتأییدنشده
  • به چشم افتادنبه چِشم اُفتادَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها