او
u[ʔuː]
es
۱Es ist skurril.
این غریب است.
ضمیر
- او
- این
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- او را
گونهٔ دستوری ناشناخته
برابرهای دیگر، تأییدنشده
- آنرا
دستور زبان es
ضمیر
- حالت اضافی
- seiner, ihrer
- جمع
- die sie
- خوانش
- [ɛs]
همهٔ ریختها
- er
- sie
- es
- sie
- seiner
- ihrer
- seiner
- ihrer
- ihm
- ihr
- ihm
- ihnen
- ihn
- sie
- es
- sie
عبارتها و زبانزدها
نمونهها
۲Gott hat es verboten!
خدا آن را ممنوع کرده است.
۳Es muss der Briefträger sein.
او باید نامهرسان باشد.
۴Gibt es Einwände?
مخالفتی هست؟
۵Ich hoffe, es klappt.
امیدوارم کار کند.
۶Es klappt gut.
خوب کار میکند.
۷Es war beinahe Mittag.
تقریبا ظهر است.
۸Es ist weiß wie Schnee.
مانند برف سفید است.
۹Es sieht aus wie ein Insekt.
این به نظر یک حشره میآید.
۱۰Du wirst es noch bereuen!
از این کار پشیمون میشی.
۱۱Draußen wird es heller.
بیرون روشنتر میشود.