فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باران میآید

تأییدنشده

es regnet عبارت

عبارت

  • باران میآید(it's raining)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • باران میبارد(it's raining)تأییدنشده
  • بارون میآد(it's raining)محاوره‌ایتأییدنشده

دستور زبانِ es regnet

عبارت

مثال‌ها

Es regnet heute bestimmt.

امروز مطمئنا باران می‌آید.

Eigentlich wollte ich die Welt erobern, aber es regnet!

در واقع می‌خواستم دنیا را فتح کنم، اما باران آمد!

Es regnet ohne Unterlass.

بدون توقف باران می آید.

Es regnet.

باران می بارد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

es regnet unaufhörlich

باران یک ریز می بارد

Er geht jeden Tag zu Fuß zur Arbeit, außer, wenn es regnet.

او به غیر از روزهای بارانی، پیاده به سر کار می رود.

ترجمهٔ غیرمستقیم

es regnet gleichmäßig

باران یک ریز می بارد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2297165), cojiluc (fa #6837568), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1927247), cojiluc (fa #7911586), tatoeba.org
  3. ۳: xtofu80 (de #372913), siamaksade (fa #2158198), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #673), Esperantodan (fa #699841), tatoeba.org
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: pne (de #1802431), saman2013 (fa #2761304), tatoeba.org
  7. ۷: farhang von ckh
منابع و مجوزها