die Verzögerung
[fɛɐ̯ˈt͡søːɡəʁʊŋ]
- جمع:
- die Verzögerungen
- حالت اضافی:
- der Verzögerung
۱Verzögerung in der Arbeit
تعلل در کار
اسم
- die Verzögerung
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- der Verzug
- die Verspätung
فعل
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- verschieben
- verspäten
دستور زبانِ درنگ
اسم
- آوانویسی لاتین
- derang
- با حرکتگذاری
- دِرَنگ
- تلفظ
- [d̪e.ɹæɲɡʲ̥]
فعل
- با حرکتگذاری
- دِرَنگ
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
بی درنگ برو پیش پزشک.
۲Geh unverzüglich zum Arzt!
باید بی درنگ فرار کنیم.
۳Wir müssen unverzüglich fliehen.
آیا نباید کمی درنگ کنم؟
۴Soll ich nicht ein bisschen verweilen?
او بی درنگ با آن موافقت کرد.
۵Er hat ohne Weiteres zugestimmt.
من بی درنگ به او تلفن کردم.
۶Ich rief sie sofort an.
من بی درنگ با تو خواهم بود.
۷Ich bin sofort bei dir.
او بی درنگ با آن موافقت کرد.
۸Er stimmte ohne Weiteres zu.
بی درنگ کارش را شروع می کند
۹anstandslos geht er an die Arbeit