فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اقرار کردن

تأییدنشده

zugeben فعل

فعل

  • اقرار کردناِقرار کَردَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اعتراف کردنe'terâf kardanاِعتِراف کَردَنتأییدنشده
  • مقر شدنمُقِر شُدَنتأییدنشده
  • اذعان کردناِذعان کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zugeben

فعل

تلفظ
[ˈt͡suːˌɡeːbn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gebet zuوجه امری، جمع
  • zugegebenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zuzugebenمعلوم، extended، مصدر
  • zugebendمعلوم، participle، حال
  • zugegebenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zuzugebendergerundive، participle
  • gib zuمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebt zuمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebe zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • gebe zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zugebeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zugebeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • gebest zuمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zugibstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zugebestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • gibt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • gebe zuمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zugibtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugebeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • geben zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • geben zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • gebt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • gebet zuمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zugebtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zugebetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • geben zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • geben zuمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • gab zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • gäbe zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zugabمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zugäbeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabst zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • gäbest zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbst zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zugabstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zugäbestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zugäbstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gab zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • gäbe zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zugabمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugäbeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • gaben zuمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • gäben zuمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zugabenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zugäbenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gabt zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • gäbet zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • gäbt zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zugabtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zugäbetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • zugäbtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • gaben zuمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • gäben zuمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zugabenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugäbenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zuzugebendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • zuzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzugebendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • zuzugebendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • zuzugebendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • zuzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzugebendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzugebendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zuzugebendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zuzugebendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zuzugebendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzugebendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zuzugebendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich gebe zu, dass ich ratlos bin.

من باید اعتراف کنم که سر در گمم.

Er gab zu, bestochen worden zu sein.

او اقرار کرد که رشوه گرفته است.

Ich muss zugeben, dass du recht hast.

من باید اعتراف کنم که حق با تو بود.

Er wollte es nicht zugeben.

او نمی‌خواست به آن اقرار کند.

Wir müssen offen zugeben, dass wir mehr und mehr eine Gesellschaft von Egoisten werden.

ما باید صریحا اعتراف کنیم که بیش‌تر و بیش‌تر به یک جامعهٔ خودخواه تبدیل می‌شویم.

Ich muss zugeben, dass ich kein guter Mensch bin.

من باید اعتراف کنم که آدم خوبی نیستم.

Wer zugibt, dass er feige ist, hat Mut.

کسی که اعتراف می‌کند بزدل است، شجاعت دارد.

Nichts lernen wir so spät und verlernen wir so früh, als zuzugeben, dass wir unrecht haben.

ما هیچ چیز را مانند اقرار به اینکه حق با ما نیست چنان دیر یاد نمی‌گیریم و چنان زود از یاد نمی‌بریم.

Ich muss zugeben, dass ich mich geirrt habe.

من باید اعتراف کنم که اشتباه کرده‌ام.

Ich muss zugeben, dass ich neugierig bin.

من باید اعتراف کنم که کنجکاو هستم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3436881), cojiluc (fa #6967200), tatoeba.org
  2. ۲: Manfredo (de #708548), cojiluc (fa #9972494), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #899801), cojiluc (fa #6961408), tatoeba.org
  4. ۴: raggione (de #4862479), cojiluc (fa #6901029), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #2707840), cojiluc (fa #7053468), tatoeba.org
  6. ۶: al_ex_an_der (de #5023105), cojiluc (fa #6961409), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2430249), cojiluc (fa #11462788), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #2424139), cojiluc (fa #7557807), tatoeba.org
  9. ۹: Sudajaengi (de #966195), cojiluc (fa #6901034), tatoeba.org
  10. ۱۰: pne (de #3113564), cojiluc (fa #6901033), tatoeba.org
منابع و مجوزها