فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بروی خود نمی آورد

تأییدنشده

nicht zugeben
عبارت

مثال با nicht zugeben

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Er wollte es nicht zugeben.

او نمی‌خواست به آن اقرار کند.

عبارت

  • بروی خود نمی آوردبِرویِ خود نِمی آوَرَدتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زیر بار نرفتنزیرِ بار نَرفتَنتأییدنشده

مثال‌ها

روی واژه بزنید یا کلیک کنید. با صفحه‌کلید: کلیدهای جهت، سپس Enter.

۱Er wollte es nicht zugeben.

او نمی‌خواست به آن اقرار کند.

۲Es ist schwierig, Leuten zu helfen, die nicht zugeben wollen, dass sie Hilfe brauchen.

سخت است کمک کردن به افرادی که نمی‌خواند اعتراف کنند که به کمک احتیاج دارند.

۳seine Probleme nicht zugeben

خود را از تک و تا نمی اندازد

تأییدنشده

منابع و ارجاع‌ها
  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: raggione (de #4862479), cojiluc (fa #6901029), Tatoeba
  2. ۲: Manfredo (de #1311137), cojiluc (fa #6901035), Tatoeba
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها