فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لرزیدن

تأییدنشده

larzidan[læɹ.ziː.d̪æn]

zucken فعل

فعل

  • لرزیدنlarzidanلَرزیدَن[læɹ.ziː.d̪æn](shake or move with slight and tremulous motion)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • مرتعش کردنمُرتَعِش کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ zucken

فعل

تلفظ
[ˈt͡sʊkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zucketوجه امری، جمع
  • gezucktparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zuckendمعلوم، participle، حال
  • gezucktparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • zuckمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zuckeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zucktمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zuckeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zuckeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zuckstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zuckestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zucktمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zuckeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zucktمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zucketمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zuckteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zuckteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zucktestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zucktestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zuckteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zuckteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zucktenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zucktenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zucktetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zucktetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zucktenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zucktenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

ohne mit der Wimper zu zucken

کیکم هم نمی گزد

er zuckt nicht mit der Wimper

خم به آبروی او نمی آید

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها