فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به

be[be]

zu حرف اضافه

حرف اضافه

  • بهbeبِه[be](used after certain adjectives to indicate a relationship)(in the direction of, and arriving at)
  • درdarدَر[d̪æɹ](in or very near a particular place)(direktional: in, hinein, nach, zu)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • زی(in the direction of, and arriving at)شاعرانهتأییدنشده
  • پیشpiš[pʰiːʃ](in the direction of, and arriving at)تأییدنشده
  • رویruy[ɹuːj]تأییدنشده

صفت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بستهبَسته(not open)(not operating or conducting trade)تأییدنشده
  • تعطیلتَعطیل(not operating or conducting trade)تأییدنشده
  • نشئهnaš'e[næʃ.ʔe](high on drugs)محاوره‌ایتأییدنشده

قید

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خیلیxeyliخِیلی[xéj.liː]((degree) more than enough)تأییدنشده

ادات

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تنتُن(infinitive-marker)تأییدنشده
  • دن(infinitive-marker)تأییدنشده
  • بهبِهتأییدنشده

دستور زبانِ zu

صفت

تلفظ
[t͡suː]
همهٔ صورت‌ها
  • zuerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zueمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zueحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zuenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zuemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zuenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zueحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zuesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • zueحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • zueمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zueمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zueخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zuenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zuenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zueحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zueحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • zuenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • zuerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zueمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zuesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • zuenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • zuenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zuenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zuenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zuenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zuenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • zuenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zueحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • zuesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • zuenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

قید

تلفظ
[t͡suː]

ادات

تلفظ
[t͡suː]

حرف اضافه

تلفظ
[t͡suː]

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Der Tod motiviert mich zu leben.

مرگ به من انگیزهٔ زندگی کردن می‌دهد.

Alles zu seiner Zeit.

هر چیزی به وقتش.

Gib den Obdachlosen zu essen!

به بی‌خانمانان چیزی برای خوردن دهید.

Ich log, ohne es zu wollen.

من ناخواسته دروغ گفتم.

Gib anderen Gelegenheit zu glänzen!

به دیگران فرصت بده بدرخشند.

Iss nicht zu viele Feigen.

زیاد انجیر نخور.

Plötzlich fing sie an zu lachen.

او ناگاه آغاز به خندیدن کرد.

Ich habe große Lust, die Seidenstraße zu bereisen.

من خیلی دلم می‌خواهد به جادهٔ ابریشم سفر کنم.

Hören Sie mir überhaupt zu?

اصلا به من گوش می‌دهید؟

Sieh und höre mir zu.

نگاه کن و به من گوش بده.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #6405399), cojiluc (fa #9948988), tatoeba.org
  2. ۲: MUIRIEL (de #404139), reto (fa #3653429), tatoeba.org
  3. ۳: raggione (de #4157864), cojiluc (fa #7429840), tatoeba.org
  4. ۴: MUIRIEL (de #1031149), cojiluc (fa #6837042), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #2515361), cojiluc (fa #13175108), tatoeba.org
  6. ۶: Tamy (de #4631391), cojiluc (fa #10834773), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #2201901), cojiluc (fa #8490504), tatoeba.org
  8. ۸: banabars (de #7823778), cojiluc (fa #9857523), tatoeba.org
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #4163985), cojiluc (fa #6964135), tatoeba.org
  10. ۱۰: JWeighardt (de #3536982), cojiluc (fa #6964131), tatoeba.org
منابع و مجوزها