فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کشیدن

kašidan[kʰʲæ.ʃiː.d̪æn]

ziehen فعل

فعل

  • کشیدنkašidanکِشیدَن[kʰʲæ.ʃiː.d̪æn](transitive: apply force to (something) so it comes towards one)(to pull along a surface)(to pull out, unsheath)(mit Anwendung von Kraft auf sich zu bewegen)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تیر کشیدنتیر کِشیدَن(z.B. Schmerz)تأییدنشده
  • زوق زوق کشیدنزوق زوق کِشیدَن(z.B. Schmerz)تأییدنشده
  • رویاندن((transitive) to cause something to become bigger)تأییدنشده
  • بیرون کشیدن(to draw out)تأییدنشده

دستور زبانِ ziehen

فعل

تلفظ
[ˈt͡siːən]
همهٔ صورت‌ها
  • gezogenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ziehendمعلوم، participle، حال
  • gezogenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ziehمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • zieheمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • zieheمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • zieheمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ziehstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ziehestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ziehtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • zieheمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ziehtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ziehetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zogمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • zögeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zogstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • zögestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zögstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zogمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • zögeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zogenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • zögenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zogtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • zögetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zögtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zogenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • zögenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ein Angler muß wissen, wann er ziehen soll.

یک ماهیگیر باید بداند، کی باید قلاب را بکشد.

Tom zog die Schrauben an.

تام پیچ ها را سفت کرد.

Gute Vorsätze sind Schecks, auf eine Bank gezogen, bei der man kein Konto hat.

نیات خوب چک‌هایی هستند از یک بانک صادر شده‌اند که شخص، حسابی در آنجا ندارد.

Zucker zieht Ameisen an.

شکر مورچگان را جذب می‌کند.

Glück und Reichtum ziehen Neid an.

خوشبختی و ثروتمندی حسادت می‌آورند.

Ziehe keine voreiligen Schlüsse.

شتابزده استنتاج نکن.

Zieh die Schraube an!

پیچ را سفت کن!

Erfahrungen nützen gar nichts, wenn man keine Lehren daraus zieht.

تجربیاتی که از آنها هیچ درسی گرفته نشوند، هیچ فایده‌ای ندارند.

Zögen alle am gleichen Strang, würde die Welt kentern.

اگر همه رهسپار یک ساحل شوند، دنیا واژگون خواهد شد.

Er zog mit einem Zirkel einen Kreis.

او با پرگار یک دایره کشید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1942543), cojiluc (fa #8381828), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #8787901), Suroosh (fa #9029285), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #3031263), cojiluc (fa #7678855), tatoeba.org
  4. ۴: Pfirsichbaeumchen (de #2025774), cojiluc (fa #8487598), tatoeba.org
  5. ۵: MUIRIEL (de #1243239), cojiluc (fa #7941778), tatoeba.org
  6. ۶: Pfirsichbaeumchen (de #533837), cojiluc (fa #11970377), tatoeba.org
  7. ۷: brauchinet (de #7860218), cojiluc (fa #10716477), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #8930945), cojiluc (fa #11978257), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #1384856), cojiluc (fa #11768104), tatoeba.org
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #1532246), cojiluc (fa #12215178), tatoeba.org
منابع و مجوزها