فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پاک کردن

pâk kardan

wischen فعل

فعل

  • پاک کردنpâk kardanپاک کَردَن(to rub in order to remove surface substance)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ستردنsetordan[setoɾˈd̪æn](to rub in order to remove surface substance)(wipe)تأییدنشده
  • لته کشیدنلَته کِشیدَنتأییدنشده

دستور زبانِ wischen

فعل

تلفظ
[ˈvɪʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gewischtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • wischendمعلوم، participle، حال
  • gewischtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • wischمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wischetمعلوم، archaic، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wischeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • wischeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wischstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischtمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • wischestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • wischtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wischetمعلوم، archaic، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • wischeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • wischtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wischetمعلوم، archaic، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • wischetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • wischteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wischeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • wischteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wischeteمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wischtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wischetestمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • wischtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wischetestمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • wischteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wischeteمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • wischteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wischeteمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wischtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wischetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • wischtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wischetenمعلوم، archaic، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • wischtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wischetetمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • wischtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wischetetمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • wischtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wischetenمعلوم، archaic، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • wischtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • wischetenمعلوم، archaic، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wische den Staub vom Regal.

قفسه را گردگیری کن.

Die Kunst wischt den Staub von der Seele.

هنر غبار را از روح می‌زداید.

Wisch dir deine Tränen ab.

اشکات رو پاک کن

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #714615), cojiluc (fa #10172661), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #2756929), cojiluc (fa #12162888), tatoeba.org
  3. ۳: Espi (de #1779131), ismaximum (fa #2165620), tatoeba.org
منابع و مجوزها