فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

مأیوس

تأییدنشده

verzweifelt صفت

صفت

  • مأیوستأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پریشانparêšânپَریشان[pʰæ.ɹiː.ʃɒːn]تأییدنشده
  • پریشان حالپَریشان حالتأییدنشده

دستور زبانِ verzweifelt

صفت

تلفظ
[fɛɐ̯ˈt͡svaɪ̯fl̩t]
همهٔ صورت‌ها
  • verzweifeltصفت مطلق
  • verzweifelterصفت تفضیلی
  • am verzweifeltstenصفت عالی
  • verzweifelterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verzweifeltenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verzweifeltemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verzweifeltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • verzweifelteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • verzweifelterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifelteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • verzweifeltenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verzweifeltenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifelteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • verzweifeltenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • verzweifeltererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • verzweifelteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • verzweifelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • verzweifelteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • verzweifeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • verzweifeltereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • verzweifelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • verzweifelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • verzweifeltererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verzweifeltereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • verzweifelteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verzweifelterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • verzweifelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • verzweifeltereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • verzweifelteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • verzweifelterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • verzweifeltsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • verzweifeltsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • verzweifeltsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • verzweifeltstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wer an nichts glaubt, verzweifelt an sich selber.

کسی که به هیچ چیز باور ندارد، به خودش تردید دارد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1892415), cojiluc (fa #8119067), tatoeba.org
منابع و مجوزها