فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جان به لب رسید

تأییدنشده

verzweifelt sein
عبارت

عبارت

  • جان به لب رسیدجان به لَب رِسیدتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خاک به زیر بودنخاک به زیر بودَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها