فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نگه داشتن

negah dâštan

stoppen فعل

فعل

  • نگه داشتنnegah dâštanنِگَه داشتَن(to cause to cease moving)(to cause to come to an end)
  • بازداشتنbâzdâštan[bɒːz.d̪ɒːʃ.t̪ʰæn](to cause to cease moving)(to cause to come to an end)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ایستادنistâdanایستادَن[ʔiːs.t̪ʰɒː.d̪ǽn](to cease moving)تأییدنشده
  • توقف کردنتَوَقُف کَردَنتأییدنشده
  • موقوف کردنموقوف کَردَنتأییدنشده
  • وا ایستادنتأییدنشده

دستور زبانِ stoppen

فعل

تلفظ
[ˈʃtɔpn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gestopptparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • stoppenمعلوم، مصدر، حال
  • stoppendمعلوم، participle، حال
  • gestopptparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • stoppمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stoppeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stopptمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stoppeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • stoppeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stoppstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • stoppestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • stopptمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • stoppeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stoppenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • stoppenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • stopptمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • stoppetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • stoppenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • stoppenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • stoppteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • stoppteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stopptestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • stopptestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • stoppteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • stoppteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • stopptenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • stopptenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • stopptetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • stopptetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • stopptenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • stopptenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Stopp!

ایست!

er stoppte

او توقف کرد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: jakov (de #626467), Towhidn (fa #6098672), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها