فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرخ

sorx[soɹx]

rot صفت

صفت

  • سرخsorxسُرخ[soɹx](having red as its colour)
  • قرمزقِرمِز(having red as its colour)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • احمرahmar[ʔæɦ.mǽɹ](having red as its colour)تأییدنشده
  • بورbur[buːɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ rot

صفت

تلفظ
[ʁoːt]
همهٔ صورت‌ها
  • röterصفت تفضیلی
  • roterصفت تفضیلی
  • am rötestenصفت عالی
  • am rotestenصفت عالی
  • roterمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rotesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roteحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rotenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roterمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rotenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roterحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rotemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rotemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • rotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • rotesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • roteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • roteمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • roteمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • roteخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rotenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • rotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • roteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • roteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • rotenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • roterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • roteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • rotesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • rotenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • rotenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rotenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rotenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • rotenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • rotenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • rotenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • roteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • rotesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • rotenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • rötererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rotererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rötereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rotereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • röteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • roteresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • rötereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • rotereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • rötererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • rotererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • rötererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • rotererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • röteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • roteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • rötererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • rotererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • röteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • roteremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • röterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • roterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • rötereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • rotereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • röteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • roteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • rötereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • rotereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • rötereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rotereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rötereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rotereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rötereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • rotereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • röterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • roterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • rötereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • rotereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • rötereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • rotereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • röterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • roterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • rötererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • rotererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • rötereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • rotereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • röteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • roteresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • roterenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • roterenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • roterenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • röterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • roterenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • röterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • roterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • rötereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • rotereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • röteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • roteresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • röterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • roterenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • rötesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rotestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rotesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • rötesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rotestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • rötesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rotesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rötesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rotesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rötestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rotestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • rötestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • rotestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • rötestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rotestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rötestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rotestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rötestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rotestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rötestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rotestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rötesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rotesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • rötestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rotestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • rötestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • rotestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Blätter färben sich im Herbst rot.

برگها در خزان قرمز رنگ می‌شوند.

Der Kamm des Hahnes ist rot.

تاج خروس سرخ است.

Im Herbst werden die Blätter rot und golden.

در پاییز رنگ برگها قرمز و طلایی می شود.

Alles, was du tun musst, ist diesen roten Knopf zu drücken.

همهٔ آنچه باید انجام داد، فشار دادن این دکمهٔ قرمز است.

Tomaten sind rot.

گوجه فرنگی قرمز است.

Bitte öffnen Sie die rot eingekreiste Datei mit einem Texteditor.

لطفا فایل دور خط کشیده شده با قرمز را با یک ویرایشگر متن باز کنید.

Nicht alle roten Äpfel schmecken gleich.

نه هر سیب قرمزی مزهٔ یکسانی می‌دهد.

Blätter werden im Herbst rot.

برگها در پائیز قرمز می‌شوند.

Ihre Nägel sind rot.

ناخنهایش قرمز هستند.

Wer ist diese Frau mit roten Locken?

این بانو با گیسوان سرخ کیست؟

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4884772), cojiluc (fa #12626186), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #1823031), cojiluc (fa #8354857), tatoeba.org
  3. ۳: kutschektar (de #7294074), salim346 (fa #5157948), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #982095), cojiluc (fa #7300632), tatoeba.org
  5. ۵: Melang (de #10103452), cojiluc (fa #10796036), tatoeba.org
  6. ۶: xtofu80 (de #538229), cojiluc (fa #9859631), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #878255), cojiluc (fa #7241249), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #4884770), cojiluc (fa #8143596), tatoeba.org
  9. ۹: MUIRIEL (de #755263), cojiluc (fa #8489648), tatoeba.org
  10. ۱۰: al_ex_an_der (de #1634351), cojiluc (fa #8485066), tatoeba.org
منابع و مجوزها