فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

سرخ شدن

تأییدنشده

rot werden فعل

فعل

  • سرخ شدن(to redden or pinken in the face from shame, shyness, excitement, or embarrassment)تأییدنشده

عبارت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • انفعال بردناِنفِعال بُردَن(vor Scham)تأییدنشده
  • گل انداختنگُل اَنداختَن(vor Scham)تأییدنشده
  • گلگون شدنگُلگون شُدَن(vor Scham)تأییدنشده

دستور زبانِ rot werden

عبارت

فعل

منابع و ارجاع‌ها