فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انتقام گرفتن

تأییدنشده

rächen فعل

فعل

  • انتقام گرفتناِنتِقام گِرِفتَن(to take revenge for an action)(to take vengeance for)تأییدنشده

دستور زبانِ rächen

فعل

تلفظ
[ˈʁɛçn̩], [ˈʁɛːçn̩], [ˈʁɛːçŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gerächtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • rächenمعلوم، مصدر، حال
  • rächendمعلوم، participle، حال
  • gerächtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • rächمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rächeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rächtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rächeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • rächeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rächstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • rächestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • rächtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • rächeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rächenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • rächenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • rächtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • rächetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • rächenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • rächenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • rächteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • rächteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rächtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • rächtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • rächteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • rächteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • rächtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • rächtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • rächtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • rächtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • rächtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • rächtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • gerächtparticiple، گذشتهٔ نقلی، reflexive
  • Höflichkeitsformمعلوم، وجه امری، حال، reflexive
  • Höflichkeitsformوجه امری، reflexive، statal reflexive

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich werde meinen Bruder rächen.

من انتقام برادرم را خواهم گرفت.

Er schwor, dass er sich furchtbar rächen wird.

او سوگند خورد که انتقام وحشتناکی خواهد گرفت.

Wer von einer Wespe gestochen wird, rächt sich an einem Grashüpfer.

کسی که توسط یک زنبور گزیده شده است، انتقام خود را از یک ملخ می‌گیرد.

Deinen Vater zu rächen, ist deine Pflicht.

انتقام پدرت را گرفتن وظیفه‌ات است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #3570510), cojiluc (fa #7106712), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #6106162), cojiluc (fa #7106715), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #8286444), cojiluc (fa #12602341), tatoeba.org
  4. ۴: al_ex_an_der (de #4882763), cojiluc (fa #7106713), tatoeba.org
منابع و مجوزها