فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انتقام گرفتن

تأییدنشده

sich rächen
عبارت

عبارت

  • انتقام گرفتناِنتِقام گِرِفتَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دادگیری کردندادگیری کَردَنتأییدنشده
  • دق دل خودرا در آوردندِقِ دِلِ خودرا دَر آوَردَنتأییدنشده
  • کینه گرفتنکینه گِرِفتَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها