هیچ
hič[hiːt͡ʃʰ]
nichts
۱Ich bereue nichts.
از هیچ چیز پشیمان نیستم.
ضمیر
- هیچ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هیچچیز
دستور زبانِ nichts
ضمیر
- تلفظ
- [nɪçt͡s]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Sie haben füreinander nichts übrig.
آنها برای همدیگر هیچ چیز باقی نگذاشتند.
۳Mitleid ohne Hilfe ist nichts wert.
همدردی بدون کمک هیچ ارزشی ندارد.
۴Wer nichts weiß, muss alles glauben.
کسی که هیچ نمیداند، باید همه چیز را باور کند.
۵Das hat nichts damit zu tun.
این به موضوع هیچ ربطی ندارد.
۶Nichts ist mehr wert als Zeit.
هیچ چیز به ارزش زمان نیست.
۷Viel Lärm um nichts.
این همه زاری برای هیچ.
۸Es blieb ihnen nichts übrig.
برای آنها هیچ باقی نمانده است.
۹Höflichkeit kostet nichts.
احترام هیچ خرجی ندارد.
۱۰Ich weiß, dass ich nichts weiß.
میدانم که هیچ نمیدانم.
۱۱Darüber hinaus weiß ich nichts.
غیر از این هیچ چیزی نمیدانم.