فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تعریفی نداشتن

تأییدنشده

nichts taugen
عبارت

عبارت

  • تعریفی نداشتنتعَریفی نَداشتَن(Tätigkeit, u.ä.)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نابجا بودننابِجا بودَن(Tätigkeit, u.ä.)تأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها