فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گذاشتن

gozâštan[ɡ̥o.zɒːʃ.t̪ʰǽn]

legen فعل

فعل

  • گذاشتنgozâštanگُذاشتَن[ɡ̥o.zɒːʃ.t̪ʰǽn](to place something somewhere)(to put something down)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تخم گذاردن(to deposit an egg)تأییدنشده

دستور زبانِ legen

فعل

تلفظ
[ˈleːɡn̩], [ˈleːɡŋ̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gelegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • legendمعلوم، participle، حال
  • gelegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • legمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • legeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • legtمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • legeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • legeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • legstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • legestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • legtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • legeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • legtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • legetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • legteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • legteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • legtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • legtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • legteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • legteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • legtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • legtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • legtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • legtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • legtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • legtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Lege das Gemüse in das Sieb!

سبزی را در صافی بگذار.

Der Lachs legt seine Eier im Süßwasser.

سومون در آب شیرین تخم می‌گذارد.

Legen wir jetzt los?

الآن شروع کنیم؟

Auch ein schwarzes Huhn legt ein weißes Ei.

حتی مرغ سیاه تخم سفید می‌گذارد.

Hennen, die viel gackern, legen wenig Eier.

مرغانی که زیاد قد قد می‌کنند، کمتر تخم می‌گذارند.

Der Lachs legt seine Eier im Süßwasser.

ماهی آزاد در آب شیرین تخم می‌گذارد.

Sie haben ihm einen Stein in den Weg gelegt.

آنها سنگ در راهش انداختند.

Auf ein williges Pferd legen alle ihre Last.

حتی یک اسب رام همهٔ بارش را می‌اندازد.

Lege das Ruder erst dann nieder, wenn das Boot an Land ist.

پارو را فقط زمانی رها کن که قایق در خشکی باشد.

Gegen die Ausbeutung von Menschen legen wir Protest ein.

ما در مقابل استثمار انسانها، یک اعتراض به راه می‌اندازیم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #2293955), cojiluc (fa #8157567), tatoeba.org
  2. ۲: xtofu80 (de #455270), cojiluc (fa #12580699), tatoeba.org
  3. ۳: Zaghawa (de #2762597), cojiluc (fa #8007573), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #3885803), cojiluc (fa #8291104), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1949092), cojiluc (fa #8135317), tatoeba.org
  6. ۶: xtofu80 (de #455270), cojiluc (fa #12580695), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1732366), cojiluc (fa #7527186), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #1206470), cojiluc (fa #8137244), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #4977220), cojiluc (fa #7554212), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #1975819), cojiluc (fa #7646532), tatoeba.org
منابع و مجوزها