فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پایه قرار دادن

تأییدنشده

zugrunde legen
حال (سوم‌شخص مفرد):
legt zugrunde
گذشتهٔ ساده (سوم‌شخص مفرد):
legte zugrunde
اسم مفعول:
zugrunde gelegt (phrase), zugrunde gelegt
فعل کمکی:
haben (phrase)
فعل

فعل

  • پایه قرار دادن(etwas zur Basis machen)تأییدنشده

دستور زبانِ zugrunde legen

فعل

تلفظ
[t͡suˈɡʁʊndə ˌleːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • zugrunde gelegtparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • zugrunde legenمعلوم، مصدر، حال
  • zugrunde legendمعلوم، participle، حال
  • zugrunde gelegtparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • leg zugrundeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • lege zugrundeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • legt zugrundeمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • lege zugrundeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • lege zugrundeمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zugrunde legeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • zugrunde legeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legst zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • legest zugrundeمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • zugrunde legstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zugrunde legestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legt zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • lege zugrundeمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zugrunde legtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugrunde legeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • legen zugrundeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • legen zugrundeمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • zugrunde legenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • zugrunde legenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legt zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • leget zugrundeمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • zugrunde legtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zugrunde legetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • legen zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • legen zugrundeمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • zugrunde legenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugrunde legenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • legte zugrundeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • legte zugrundeمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zugrunde legteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • zugrunde legteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legtest zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • legtest zugrundeمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • zugrunde legtestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • zugrunde legtestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legte zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • legte zugrundeمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zugrunde legteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugrunde legteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • legten zugrundeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • legten zugrundeمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • zugrunde legtenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • zugrunde legtenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legtet zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • legtet zugrundeمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • zugrunde legtetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • zugrunde legtetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • legten zugrundeمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • legten zugrundeمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • zugrunde legtenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugrunde legtenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • zugrunde zu legenمعلوم، extended، مصدر
  • zugrunde zu legendeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • zugrunde zu legendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zugrunde zu legendeحالت مفعولی مستقیم، gerundive، جمع
  • zugrunde zu legendeمؤنث، gerundive، حالت نهادی، مفرد
  • zugrunde zu legendegerundive، حالت نهادی، جمع
  • zugrunde zu legendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zugrunde zu legendemحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zugrunde zu legendenحالت مفعولی مستقیم، gerundive، مذکر، مفرد
  • zugrunde zu legendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، جمع
  • zugrunde zu legendenحالت مفعولی غیرمستقیم، gerundive، مفرد
  • zugrunde zu legendenحالت اضافی، gerundive، مذکر، مفرد
  • zugrunde zu legendenحالت اضافی، gerundive، خنثی، مفرد
  • zugrunde zu legenderحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، gerundive، مفرد
  • zugrunde zu legenderمؤنث، حالت اضافی، gerundive، مفرد
  • zugrunde zu legenderحالت اضافی، gerundive، جمع
  • zugrunde zu legendergerundive، مذکر، حالت نهادی، مفرد
  • zugrunde zu legendesحالت مفعولی مستقیم، gerundive، خنثی، مفرد
  • zugrunde zu legendesgerundive، خنثی، حالت نهادی، مفرد
منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

    منابع و مجوزها