فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

انتقادی

enteqâdi[ʔen̪.t̪ʰe.ʁɒː.d̪íː]

kritisch صفت

صفت

  • انتقادیenteqâdiاِنتِقادی[ʔen̪.t̪ʰe.ʁɒː.d̪íː](critical)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ناقدانهناقِدانهتأییدنشده
  • بحرانیبُحرانی(pertaining to or indicating a crisis)تأییدنشده
  • ایرادگیر(inclined to find fault)تأییدنشده
  • عیبجو(inclined to find fault)تأییدنشده

دستور زبانِ kritisch

صفت

تلفظ
[ˈkʁiːtɪʃ], [ˈkʁɪtɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • kritischerصفت تفضیلی
  • am kritischstenصفت عالی
  • kritischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kritischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kritischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kritischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • kritischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • kritischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kritischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kritischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • kritischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kritischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kritischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • kritischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kritischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kritischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • kritischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • kritischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kritischererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kritischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kritischeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kritischereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kritischererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kritischererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kritischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kritischererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kritischeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kritischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kritischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kritischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kritischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • kritischereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kritischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kritischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • kritischererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kritischereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kritischeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kritischerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • kritischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kritischereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kritischeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kritischerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • kritischsterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kritischsteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischsteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischsteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischsteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kritischsterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kritischsteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kritischstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • kritischstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kritischsteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kritischstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kritischstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Die größten Feinde einer kritischen Betrachtung: Liebe und Gewohnheit.

بزرگترین دشمنان دید انتقادی عشق و عادت هستند.

Die Situation ist kritisch.

وضعیت وخیم است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Sein Zustand ist kritisch.

وضعیتش وخیم است.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1485859), cojiluc (fa #10346502), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1777609), cojiluc (fa #10329668), tatoeba.org
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1669938), cojiluc (fa #10329666), tatoeba.org
منابع و مجوزها