فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرده گیر به چیزی نگاه کردن

تأییدنشده

kritisch betrachten
عبارت

عبارت

  • خرده گیر به چیزی نگاه کردنخُرده گیر به چیزی نِگاه کَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها