فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیمار

bimâr[biː.mɒ́ːɹ]

krank صفت

صفت

  • بیمارbimâr[biː.mɒ́ːɹ](in poor health, suffering from a disease)(körperlich, gesundheitlich eingeschränkt)
  • مریضmarizمَریض[mæ.ɹíːz](in poor health, suffering from a disease)

دستور زبانِ krank

صفت

تلفظ
[kʁaŋk]
همهٔ صورت‌ها
  • kränkerصفت تفضیلی
  • krankerصفت تفضیلی
  • am kränkstenصفت عالی
  • am krankstenصفت عالی
  • krankerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • krankenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • krankemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • krankeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • krankenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • krankerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • krankeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • krankesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • krankenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • krankenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • krankenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • krankenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • krankenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • krankenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • krankeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • krankesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • krankenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • kränkererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • krankererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kränkereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • krankereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kränkeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • krankeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • kränkereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • krankereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kränkererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • krankererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kränkererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • krankererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • kränkeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • krankeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kränkererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • krankererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kränkeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • krankeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • kränkeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • krankeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • kränkereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • kränkererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • krankererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kränkereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • krankereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • kränkeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • krankeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • krankerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • krankerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kränkerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • krankerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • kränkereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • krankereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • kränkeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • krankeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • kränkerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • krankerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • kränksterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränkstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • krankstesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • kränksteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kranksteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kranksteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränksteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kranksteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • kränksterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kranksterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kränksteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kranksteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kränkstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • krankstesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • krankstenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • kränkstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • krankstenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • krankstenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • krankstenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • krankstenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kränksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kranksteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • kränkstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • krankstesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • kränkstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • krankstenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Sie ist krank seit letztem Mittwoch.

او از چهارشنبهٔ قبل بیمار بود.

Er ist angeblich schwer krank.

از قرار معلوم او سخت بیمار است.

Obwohl krank, ging er zur Schule.

گر چه بیمار، او به مدرسه رفت.

Bist du plötzlich krank geworden?

آیا ناگهان بیمار شدی؟

Sobald ein Mensch den Sinn und Wert des Lebens bezweifelt, ist er krank.

همین که انسانی در معنا و ارزش زندگی تردید دارد، قوی است.

Wenn eine Gazelle krank ist, schicke nicht den Löwen, sie zu untersuchen.

وقتی یک آهو بیمار است، شیران را برای جستجوی او نفرستید.

Sie ist krank seit letztem Mittwoch.

او از چهارشنبهٔ قبل مریض بود.

Jedenfalls wenn ich nicht krank werde!

اگه مریض نشم!

Er war nie krank.

او هرگز بیمار نبود.

Er war so krank - der Arzt gab ihn auf.

او چنان بیمار بود که پزشک از او قطع امید کرد.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1413766), cojiluc (fa #6961070), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1628341), cojiluc (fa #8353931), tatoeba.org
  3. ۳: Esperantostern (de #1688064), reto (fa #3595679), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #1516731), cojiluc (fa #7790674), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #1707113), cojiluc (fa #7289296), tatoeba.org
  6. ۶: Esperantostern (de #5066418), cojiluc (fa #8104442), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #1413766), cojiluc (fa #6961071), tatoeba.org
  8. ۸: Zaghawa (de #2061207), Suroosh (fa #11802233), tatoeba.org
  9. ۹: al_ex_an_der (de #3449197), kuarash (fa #3982327), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2261519), cojiluc (fa #8157632), tatoeba.org
منابع و مجوزها