فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

بیمار شدن

تأییدنشده

bimâr šodan

krank werden فعل

فعل

  • بیمار شدنbimâr šodan(become ill)تأییدنشده

عبارت

ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • به مرض افتادنبه مَرَض اُفتادَنتأییدنشده
  • مریض شدنمَریض شُدَنتأییدنشده

دستور زبانِ krank werden

عبارت

فعل

منابع و ارجاع‌ها