فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کوبیدن

kôbidan[kʰuː.biː.d̪ǽn]

klopfen فعل

فعل

  • کوبیدنkôbidanکوبیدَن[kʰuː.biː.d̪ǽn](to rap one's knuckles against something)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • در زدندَر زَدَنتأییدنشده
  • دق کردندَق کَردَنتأییدنشده
  • زدنzadanزَدَن[zæ.d̪ǽn](to rap one's knuckles against something)تأییدنشده

دستور زبانِ klopfen

فعل

تلفظ
[ˈklɔp͡fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geklopftparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • klopfendمعلوم، participle، حال
  • geklopftparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • klopfمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klopfeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klopftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klopfeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • klopfeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klopfstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • klopfestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • klopftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • klopfeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • klopftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • klopfetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • klopfteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • klopfteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klopftestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • klopftestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • klopfteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • klopfteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • klopftenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • klopftenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • klopftetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • klopftetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • klopftenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • klopftenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Mein Herz fing an zu klopfen.

قلب من شروع به تپیدن کرد.

an der Tür klopfen

در زدن

Es war noch nicht acht Uhr morgens, als jemand an die Tür klopfte und meinen Namen rief.

هنوز ساعت هشت صبح نبود که کسی در من را زد و اسمم را صدا کرد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

jem. auf die Finger klopfen

دست کسی را قلم کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1133170), cojiluc (fa #7026190), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: al_ex_an_der (de #1613787), sinakd (fa #12010421), tatoeba.org
  4. ۴: farhang von ckh
منابع و مجوزها