هر
ضمیر
- هر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- همه
- هر یک
- هر کس
تعیینکننده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- هر
دستور زبانِ jeder
تعیینکننده
ضمیر
- حالت اضافی
- jedes, jeder
- تلفظ
- [ˈjeːdɐ]
همهٔ صورتها
- jede
- jedes
- jedes
- jedes
- jedem
- jedem
- jeden
- jede
- jedes
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Er heißt jeden einen Analphabeten.
او همه را بیسواد مینامد.
Jede Frage hat eine Antwort.
هر پرسشی یک پاسخ دارد.
Nicht jeder weiche Stuhl eignet sich zum Sitzen.
نه هر صندلی نرمی مختص نشستن است.
Jeder hat seinen Grund zur Bescheidenheit.
هر کس برای تواضع دلایل خود را دارد.
Jede Braut ist schön.
هر عروس زیباست.
Jede Hoffnung war geschwunden.
هر امیدی نومید شد.
Jeder darf etwas beitragen.
هر کس اجازه دارد مشارک کند.
Er heißt jeden einen Analphabeten.
او همه را بیسواد خطاب میکند.
Wir sind alle dumm, jeder in seinem Kontext.
ما همه احمقیم، هر کدام در یک زمینه.
Jeder ist einzigartig.
هر کسی منحصر به فرد است.