در
dar[d̪æɹ]
حرف اضافه
- در
- تو
- به
- درون
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اندر
- تا
- اندرون
- زی
- پیش
ادات
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- به
دستور زبانِ in
ادات
حرف اضافه
- تلفظ
- [ɪn]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Tom will nicht in den Keller gehen.
تام نخواست به زیرزمین برود.
Es gibt kein Meer in Armenien.
هیچ دریایی در ارمنستان نیست.
Ich lief in Richtung der Sonne.
من در جهت خورشید دویدم.
Wann sind Sie in Deutschland eingewandert?
آنها کی به آلمان مهاجرت کردند؟
Die Alchimisten wollten Blei in Gold verwandeln.
کیمیاگران میخواستند مس را به طلا تبدیل کنند.
Ich lebe in Katar.
من در قطر زندگی میکنم.
In der Ruhe liegt die Kraft.
در آرامش نیرو قرار دارد.
Der Äquator teilt die Erde in zwei Halbkugeln.
خط استوا زمین را به دو نیمکره تقسیم میکند.
Der Äquator teilt die Erdkugel in zwei Hemisphären.
خط استوا کرهٔ زمین را به دو نیمکره تقسیم میکند.
Ich bin in Gefahr.
من در خطر هستم.