فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به ظهور رسیدن

تأییدنشده

hervorkommen فعل

فعل

  • به ظهور رسیدنبه ظُهور رِسیدَنتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • بیرون آمدنبیرون آمَدَنتأییدنشده

دستور زبانِ hervorkommen

فعل

تلفظ
[hɛɐ̯ˈfoːɐ̯ˌkɔmən]
همهٔ صورت‌ها
  • hervorgekommenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • hervorkommenمعلوم، مصدر، حال
  • hervorzukommenمعلوم، extended، مصدر
  • hervorkommendمعلوم، participle، حال
  • hervorgekommenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • komm hervorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • komme hervorمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommt hervorمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • komme hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد
  • komme hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hervorkommeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause
  • hervorkommeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • kommest hervorمعلوم، main clause، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hervorkommstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorkommestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • komme hervorمعلوم، main clause، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hervorkommtمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorkommeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kommen hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، جمع، حال
  • kommen hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • hervorkommenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause
  • hervorkommenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص
  • kommet hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hervorkommtمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorkommetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause
  • kommen hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، جمع، حال، سوم‌شخص
  • kommen hervorمعلوم، main clause، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • hervorkommenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorkommenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kam hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • käme hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorkamمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause
  • hervorkämeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamst hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • kämest hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • kämst hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorkamstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، subordinate clause
  • hervorkämestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorkämstمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kam hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • käme hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hervorkamمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorkämeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص
  • kamen hervorمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع
  • kämen hervorمعلوم، اول‌شخص، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorkamenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause
  • hervorkämenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamt hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • kämet hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • kämt hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hervorkamtمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، subordinate clause
  • hervorkämetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • hervorkämtمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause
  • kamen hervorمعلوم، وجه اخباری، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • kämen hervorمعلوم، main clause، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hervorkamenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، subordinate clause، سوم‌شخص
  • hervorkämenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، subordinate clause، سوم‌شخص

مثال‌ها

Die Sterne kamen hervor.

ستاره ها بیرون آمدند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

als er wieder hervorkam

وقتی سر و کله اش پیدا شد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Yorwba (de #7324190), AsliAbbasi (fa #1849173), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها