فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرم

garm[ɡʲæɹm][ɡʲæːɾm]

heiß
صفت تفضیلی:
heißer
صفت عالی:
am heißesten
صفت

مثال با heiß

۱Es ist heiß in der Bude.

درون کلبه گرم است.

صفت

  • گرمgarm[ɡʲæɹm][ɡʲæːɾm](of the weather)
  • داغdâġ[d̪ɒːɢ̥](having a high temperature)(hot)

دستور زبانِ heiß

صفت

تلفظ
[haɪ̯s]
همهٔ صورت‌ها
  • heißصفت مطلق
  • heißerصفت تفضیلی
  • am heißestenصفت عالی
  • heißerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • heißenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • heißemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • heißenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • heißeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • heißeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • heißenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • heißenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • heißenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • heißerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • heißeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • heißesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • heißenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • heißenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • heißenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • heißenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • heißenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • heißenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • heißenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • heißeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • heißesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • heißenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • heißererصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • heißereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • heißeresصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی
  • heißereصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف قوی
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • heißererصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • heißererصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف قوی
  • heißeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • heißererصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • heißeremصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی
  • heißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف قوی
  • heißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف قوی
  • heißeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف قوی
  • heißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف قوی
  • heißereصفت تفضیلی، مذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißereصفت تفضیلی، مؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißereصفت تفضیلی، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت نهادی، جمع، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، جمع، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف ضعیف
  • heißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، مفرد، صرف ضعیف
  • heißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، مفرد، صرف ضعیف
  • heißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، خنثی، مفرد، صرف ضعیف
  • heißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، جمع، صرف ضعیف
  • heißererصفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • heißereصفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد
  • heißeresصفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، صرف مختلط، حالت نهادی، جمع
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، مؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت اضافی، صرف مختلط، جمع
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • heißerenصفت تفضیلی، حالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع
  • heißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مذکر، صرف مختلط، مفرد
  • heißereحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، مؤنث، صرف مختلط، مفرد
  • heißeresحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، خنثی، مفرد
  • heißerenحالت مفعولی مستقیم، صفت تفضیلی، صرف مختلط، جمع
  • heißesterمذکر، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestesخنثی، حالت نهادی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesteحالت نهادی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesterمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesterحالت اضافی، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesterحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißestesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesteحالت مفعولی مستقیم، جمع، صرف قوی، صفت عالی
  • heißesteمذکر، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißesteمؤنث، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißesteخنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت نهادی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت اضافی، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenمؤنث، حالت اضافی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت اضافی، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت اضافی، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißesteحالت مفعولی مستقیم، خنثی، مفرد، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißestenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت عالی، صرف ضعیف
  • heißesterمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • heißesteمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • heißestesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، مفرد، صفت عالی
  • heißestenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت عالی
  • heißestenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • heißestenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • heißestenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • heißestenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • heißesteحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، مفرد، صفت عالی
  • heißestesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، مفرد، صفت عالی
  • heißestenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت عالی

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

۲Der heißeste Platz der Hölle ist für jene bestimmt, die in Zeiten der Krise neutral bleiben.

داغ ترین مکان دوزخ برای افرادی مشخص شده است که در زمان بحران بیطرف می‌مانند.

۳Ich heiße Tom.

نام من تام است.

۴Was schnell heiß wird, kühlt rasch ab.

آنچه سریع گرم می‌شود، زود سرد می‌شود.

۵Dieser Kräutertee ist heiß.

این دمنوش بسیار داغ است.

۶Welche ist die heißeste Jahreszeit?

گرمترین فصل کدامست؟

۱Es ist heiß in der Bude.

درون کلبه گرم است.

۷Im Gegensatz zu gestern ist es heute überhaupt nicht heiß.

بر خلاف دیروز، امروز اصلا گرم نیست.

۸Im Juli ist es üblicherweise heiß.

در ژوئیه معمولا هوا گرم است.

۹Wenn es heiß ist, soll es gut sein, sich den Nacken zu kühlen.

هنگامی که گرم است، خوب است گردن خود را خنک کنیم.

۱۰Ich heiße Roberto.

من رابرت هستم.

منابع و ارجاع‌ها
  • Wiktionary, German edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, German edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Wiktionary, English edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, English edition), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen) and DBnary (DBnary, Gilles Sérasset, CC BY-SA 3.0)

  • Refugee Phrasebook, CC0-1.0

    Refugee Phrasebook contributors (Refugee Phrasebook)

  • Wiktionary, 17 further language editions, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (fr, ru, zh, pt, ja, ko, tr, pl, nl, es, el, ms, it, cs, vi, th and ku editions), extracted with Wiktextract (Wiktextract, Tatu Ylonen)

  • wordfreq, CC-BY-SA-4.0

    wordfreq 3.2 by Robyn Speer, data under CC BY-SA 4.0. Includes data from Wikipedia, OPUS OpenSubtitles 2018 (OPUS OpenSubtitles), the SUBTLEX word lists by Marc Brysbaert et al., Google Books Ngrams (Google Books Ngrams), ParaCrawl and the Leeds Internet Corpus.

  • farhang (ckh), CC-BY-SA-3.0

    farhang von ckh

  • Wiktionary, Persian edition, CC-BY-SA-4.0

    Wiktionary contributors (Wiktionary, Persian edition)

  • Tatoeba, CC-BY-2.0-FR

    Tatoeba contributors (Tatoeba). Each sentence names its author.

  1. ۱: Zaghawa (de #1704203), cojiluc (fa #8384992), Tatoeba
  2. ۲: Esperantostern (de #6327424), cojiluc (fa #10744176), Tatoeba
  3. ۳: Pfirsichbaeumchen (de #1935119), sinakd (fa #11114182), Tatoeba
  4. ۴: Esperantostern (de #5093938), cojiluc (fa #7459468), Tatoeba
  5. ۵: Esperantostern (de #5020425), cojiluc (fa #7894242), Tatoeba
  6. ۶: lilygilder (de #353827), cojiluc (fa #6932411), Tatoeba
  7. ۷: xtofu80 (de #413181), cojiluc (fa #7677855), Tatoeba
  8. ۸: Sudajaengi (de #5322022), cojiluc (fa #9696435), Tatoeba
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #1709166), cojiluc (fa #7747704), Tatoeba
  10. ۱۰: Pfirsichbaeumchen (de #2707283), reto (fa #2707325), Tatoeba
منابع و مجوزها