فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نگه داشتن

تأییدنشده

negah dâštan

halten فعل

فعل

  • نگه داشتنnegah dâštan(to grasp)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • ایستادنistâdanایستادَن[ʔiːs.t̪ʰɒː.d̪ǽn]تأییدنشده
  • توقف کردنتَوَقُف کَردَنتأییدنشده
  • برآورده کردن(to fulfil the expectations placed upon one)تأییدنشده
  • جشن گرفتنjašn gereftanجَشن گِرِفتَن(honour by rites, ceremonies, etc.)تأییدنشده
  • خیال کردنخیال کَردَن(to hold in belief or estimation)تأییدنشده
  • فرض کردنfarz kardanفَرض کَردَن[fæɹz kʰʲæɹ.d̪ǽn](to hold in belief or estimation)تأییدنشده
  • پنداشتنpendâštan(to hold in belief or estimation)تأییدنشده

دستور زبانِ halten

فعل

تلفظ
[ˈhaltn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • gehaltenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • haltendمعلوم، participle، حال
  • gehaltenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • haltمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • halteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • haltetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • halteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • halteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hältstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • haltestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • hältمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • halteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • haltetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • haltetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • hieltمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • hielteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hieltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hieltstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • hieltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • hieltمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • hielteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • hieltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • hieltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • hieltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • hieltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • hieltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • hieltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wenn man etwas für recht hält, muss man es auch tun.

اگر آدم چیزی را درست می‌داند، باید آن را انجام دهد.

Wer schnell ja sagt, hält selten sein Wort.

کسی که زود جواب مثبت می‌دهد، به ندرت به حرفش عمل می‌کند.

Eisenhower hielt sein Versprechen.

آیزنهاور به قول خود عمل کرد.

Wenn du ein Strohbündel bei dir hast, halte dich vom Feuer fern.

اگر یک پشتهٔ پوشال داری، خود را از آتش دور نگه دار.

Versprechen halte ich immer.

من همیشه به قولم وفادارم.

Die beste Methode, es geheim zu halten, ist, es zu vergessen.

بهترین روش برای حفظ یک راز، فراموش کردن آن است.

Wer sein Versprechen hält, erwirbt Lob.

کسی که به عهدش عمل کند، تحسین می‌شود.

Abstand halten!

حفظ فاصله!

Jeder hält die Grenzen des eigenen Gesichtsfelds für die Grenzen der Welt.

هرکس مرزهای میدان دید خود را به عنوان مرزهای دنیا فرض می‌کند.

Niemand ist mehr Sklave, als der sich für frei hält, ohne es zu sein.

هیچ کس برده تر از کسی نیست که خود را بدون آنکه باشد آزاد فرض می‌کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #9849608), cojiluc (fa #12128494), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #11064284), cojiluc (fa #12925729), tatoeba.org
  3. ۳: Zaghawa (de #837151), cojiluc (fa #6834886), tatoeba.org
  4. ۴: Esperantostern (de #5077601), cojiluc (fa #7789376), tatoeba.org
  5. ۵: Esperantostern (de #860616), cojiluc (fa #7773573), tatoeba.org
  6. ۶: kotik (de #10879086), cojiluc (fa #13079527), tatoeba.org
  7. ۷: Esperantostern (de #5034385), cojiluc (fa #6834913), tatoeba.org
  8. ۸: Pfirsichbaeumchen (de #10639842), cojiluc (fa #12440047), tatoeba.org
  9. ۹: Esperantostern (de #10557839), cojiluc (fa #13140225), tatoeba.org
  10. ۱۰: Esperantostern (de #2460969), cojiluc (fa #12899579), tatoeba.org
منابع و مجوزها