فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نطق کردن

تأییدنشده

Rede halten عبارت

عبارت

  • نطق کردننُطق کَردَنتأییدنشده

دستور زبانِ Rede halten

عبارت

مثال‌ها

eine vortreffliche Rede halten

نطق غرائی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها