مشتاقانه
۱Ich wette nicht gern.
من دوست ندارم شرط ببندم.
قید
- مشتاقانه
دستور زبانِ gern
قید
- تلفظ
- [ɡɛʁn]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Arme Leute schenken gern.
فقرا دوست دارند هدیه دهند.
۳Schenken heißt, einem anderen das geben, was man selber gern behalten möchte.
بخشیدن یعنی به دیگری چیزی دهیم که خود دوست داریم آن را داشته باشیم.
۱Ich wette nicht gern.
من دوست ندارم شرط ببندم.
۴Ein hungriger Bär tanzt nicht gern.
یک خرس گرسنه دوست ندارد برقصد.
۵Darüber hätte ich gern Auskunft.
در این مورد با کمال احترام خواستار اطلاعات هستم!
۶Ich spiele gern Klavier.
من دوست دارم با این پیانو بنوازم.
۷Wir reden gern.
دوست داریم صحبت کنیم.
۸gleich zu gleich gesellt sich gern
پول پول را می کشد
۹Ich möchte gern einen Tisch für zwei Personen reservieren.
من میخواهم یک میز برای دو نفر رزرو کنم.
۱۰Gleich und Gleich gesellt sich gern.
یک مرد از روی افرادی که با آنها معاشرت میکند شناخته میشود.