فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درو کردن

ernten فعل

فعل

  • درو کردندِرو کَردَن(to cut with a sickle or other implement)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درویدندِرَویدَنتأییدنشده
  • درودنdorudan[d̪o.ɹuː.d̪ǽn](to bring in a harvest; reap)تأییدنشده

دستور زبانِ ernten

فعل

تلفظ
[ˈɛʁntn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • geerntetparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • erntendمعلوم، participle، حال
  • geerntetparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ernteمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erntمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erntetمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ernteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ernteمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erntestمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • erntestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • erntetمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ernteمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • erntetمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • erntetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ernteteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ernteteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • erntetestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • erntetestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ernteteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ernteteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • erntetenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • erntetenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • erntetetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • erntetetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • erntetenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • erntetenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Ich ernte Weizen.

من گندم درو می‌کنم.

Wer Tränen ernten will, muss Liebe säen.

کسی که می‌خواهد جدایی بدرود، باید عشق بکارد.

Was ein Förster säht, ernten die Enkel.

آنچه یک جنگلبان می‌کارد، نوه‌اش برداشت می‌کند.

Wir ernten, was wir säen.

ما آنچه می‌کاریم را می‌درویم.

Wer Dornen sät, soll nicht erwarten, Rosen zu ernten.

آنکه خار می‌کارد نباید منتظر چیدن گل باشد.

Wir ernten, was wir säen.

هرچه بکاریم، درو خواهیم کرد.

Wer Wind sät, wird Sturm ernten.

آن که باد بکارد، طوفان درو می‌کند.

Was du säst, das erntest du.

آنچه می‌کارید، درو می‌کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Man erntet, was man gesät hat.

آنچه می‌کارید، درو می‌کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

was man sät, wird man ernten

گندم از گندم بروید جو ز جو

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1714596), cojiluc (fa #8431233), tatoeba.org
  2. ۲: Pfirsichbaeumchen (de #1916761), cojiluc (fa #13120153), tatoeba.org
  3. ۳: al_ex_an_der (de #2787420), cojiluc (fa #9531643), tatoeba.org
  4. ۴: list (de #6091286), cojiluc (fa #8379866), tatoeba.org
  5. ۵: al_ex_an_der (de #2801905), cojiluc (fa #10770812), tatoeba.org
  6. ۶: list (de #6091286), Adelpa (fa #13729158), tatoeba.org
  7. ۷: landano (de #446992), Adelpa (fa #13728386), tatoeba.org
  8. ۸: Esperantostern (de #5265728), cojiluc (fa #12164736), tatoeba.org
  9. ۹: MUIRIEL (de #484225), cojiluc (fa #12164736), tatoeba.org
  10. ۱۰: farhang von ckh
منابع و مجوزها