فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

چنگ زدن

تأییدنشده

ergreifen فعل

فعل

  • چنگ زدن(to seize and hold firmly)تأییدنشده

دستور زبانِ ergreifen

فعل

تلفظ
[ɛɐ̯ˈɡʁaɪ̯fn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • ergriffenparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • ergreifenمعلوم، مصدر، حال
  • ergreifendمعلوم، participle، حال
  • ergriffenparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • ergreifمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ergreifeمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ergreiftمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ergreifeمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • ergreifeمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ergreifstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • ergreifestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • ergreiftمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • ergreifeمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ergreifenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • ergreifenمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • ergreiftمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • ergreifetمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • ergreifenمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • ergreifenمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • ergriffمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • ergriffeمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ergriffstمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • ergriffestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • ergriffمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • ergriffeمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • ergriffenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • ergriffenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • ergrifftمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • ergriffetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • ergriffenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • ergriffenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Geister können von Menschen Besitz ergreifen.

ارواح می‌توانند انسانها را تصاحب کنند.

Ergreife diese Chance mit beiden Händen!

این فرصت را با دو دست بگیر!

tiefe Trauer ergriff alle

اندوهی ژرف همه را گرفت

einen schwachen Punkt ergreifen

آتو گرفتن

Angst ergriff Besitz von mir

ترس توی دلم خانه کرد

die Gelegenheit beim Schopf ergreifen

فرصت را غنیمت شمردن

die beste Möglichkeit ergreifen

دست بالا را گرفتن

eine günstige Gelegenheit ergreifen

انتهاز فرصت کردن

Niemand ergreift die Macht mit der Absicht, sie wieder abzugeben.

هیچکس قدرت را با انگیزهٔ واگذاری آن تصاحب نمی‌کند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: marcelostockle (de #2818874), cojiluc (fa #11987712), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #2603972), cojiluc (fa #8406655), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: farhang von ckh
  5. ۵: farhang von ckh
  6. ۶: farhang von ckh
  7. ۷: farhang von ckh
  8. ۸: farhang von ckh
  9. ۹: Pfirsichbaeumchen (de #6098923), cojiluc (fa #7884344), tatoeba.org
منابع و مجوزها