فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قبضه کردن قدرت

تأییدنشده

die Macht ergreifen
عبارت

عبارت

  • قبضه کردن قدرتقَبضه کَردَنِ قُدرَتتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قدرت را به چنگ آوردنقُدرَت را به چَنگ آوَردَنتأییدنشده
منابع و ارجاع‌ها
    منابع و مجوزها