فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برقی

barqi[bæɹ.ɢíː]

elektrisch صفت

صفت

  • برقیbarqiبَرقی[bæɹ.ɢíː](electrical)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • الکتریکی(electrical)تأییدنشده

دستور زبانِ elektrisch

صفت

تلفظ
[eˈlɛktʁɪʃ]
همهٔ صورت‌ها
  • elektrischerمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischesخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischeحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • elektrischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischerمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischerحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • elektrischemحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischerحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischemحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • elektrischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischesحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف قوی
  • elektrischeحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف قوی
  • elektrischeمذکر، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischeمؤنث، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischeخنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت نهادی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت اضافی، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenمؤنث، حالت اضافی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت اضافی، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت اضافی، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischeحالت مفعولی مستقیم، خنثی، صفت مطلق، مفرد، صرف ضعیف
  • elektrischenحالت مفعولی مستقیم، جمع، صفت مطلق، صرف ضعیف
  • elektrischerمذکر، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischeمؤنث، صرف مختلط، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischesصرف مختلط، خنثی، حالت نهادی، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenصرف مختلط، حالت نهادی، جمع، صفت مطلق
  • elektrischenحالت اضافی، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenمؤنث، حالت اضافی، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenحالت اضافی، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenحالت اضافی، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenحالت مفعولی غیرمستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق
  • elektrischenحالت مفعولی مستقیم، مذکر، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischeحالت مفعولی مستقیم، مؤنث، صرف مختلط، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischesحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، خنثی، صفت مطلق، مفرد
  • elektrischenحالت مفعولی مستقیم، صرف مختلط، جمع، صفت مطلق

مثال‌ها

Benutze einen elektrischen Rasierer, weil dieser bequemer ist.

یک ریش‌تراش برقی استفاده کن، چون راحت‌تر است.

Lächeln ist billiger als elektrischer Strom und gibt mehr Licht.

لبخند ارزان‌تر از جریان برق است و بیشتر نور می‌دهد.

Tod durch elektrischen Stuhl

با جریان برق اعدام می شود

Ausgefranste elektrische Kabel können gefährlich sein.

کابلهای برق ریشریش شده می‌توانند بسیار خطرناک باشند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1194397), cojiluc (fa #7735536), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5315380), cojiluc (fa #9463750), tatoeba.org
  3. ۳: farhang von ckh
  4. ۴: raggione (de #3457306), cojiluc (fa #13528127), tatoeba.org
منابع و مجوزها