فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کاستن

تأییدنشده

kâstan[kʰɒːs.t̪ʰǽn]

drosseln فعل

فعل

  • کاستنkâstanکاستَن[kʰɒːs.t̪ʰǽn]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خفه کردنxafe kardanخَفه کَردَن[xæ.fe kʰʲæɹ.d̪æn]تأییدنشده
  • بشدت کاهش دادن(einen Vorgang beschneiden, so dass dieser weniger Ergebnis pro Zeiteinheit produziert)تأییدنشده
  • خفه کرن(einen Vorgang beschneiden, so dass dieser weniger Ergebnis pro Zeiteinheit produziert)تأییدنشده

دستور زبانِ drosseln

فعل

تلفظ
[ˈdʁɔsl̩n]
همهٔ صورت‌ها
  • gedrosseltparticiple 2، گذشتهٔ نقلی
  • drosselnمعلوم، مصدر، حال
  • drosselndمعلوم، participle، حال
  • gedrosseltparticiple، مجهول، گذشتهٔ نقلی
  • drossleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drosselمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drosseleمعلوم، وجه امری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drosseltمعلوم، وجه امری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • drossleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • drosselمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • drosseleمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، حال، مفرد
  • drosseleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • drossleمعلوم، اول‌شخص، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • drosselstمعلوم، وجه اخباری، حال، دوم‌شخص، مفرد
  • drosselstمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • drosslestمعلوم، حال، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع اول
  • drosseltمعلوم، وجه اخباری، حال، مفرد، سوم‌شخص
  • drosseleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • drossleمعلوم، حال، مفرد، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • drosselnمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، جمع، حال
  • drosselnمعلوم، اول‌شخص، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول
  • drosseltمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، دوم‌شخص
  • drosseltمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • drossletمعلوم، جمع، حال، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع اول
  • drosselnمعلوم، وجه اخباری، جمع، حال، سوم‌شخص
  • drosselnمعلوم، جمع، حال، وجه التزامی نوع اول، سوم‌شخص
  • drosselteمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد
  • drosselteمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • drosseltestمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد
  • drosseltestمعلوم، گذشتهٔ ساده، دوم‌شخص، مفرد، وجه التزامی نوع دوم
  • drosselteمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، مفرد، سوم‌شخص
  • drosselteمعلوم، گذشتهٔ ساده، مفرد، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص
  • drosseltenمعلوم، اول‌شخص، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع
  • drosseltenمعلوم، اول‌شخص، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم
  • drosseltetمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص
  • drosseltetمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، دوم‌شخص، وجه التزامی نوع دوم
  • drosseltenمعلوم، وجه اخباری، گذشتهٔ ساده، جمع، سوم‌شخص
  • drosseltenمعلوم، گذشتهٔ ساده، جمع، وجه التزامی نوع دوم، سوم‌شخص

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Wir drosselten unsere Ausgaben während der Rezession.

ما مخارجمان را در زمان رکود کاهش دادیم.

Tom drosselte die Flamme.

تام شعله را کم کرد.

Ich muss meine Ausgaben diesen Monat drosseln.

من باید مخارجم را در این ماه کاهش دهم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #756007), cojiluc (fa #7761730), tatoeba.org
  2. ۲: Esperantostern (de #5621532), cojiluc (fa #7761724), tatoeba.org
  3. ۳: MUIRIEL (de #423321), cojiluc (fa #7761708), tatoeba.org
منابع و مجوزها